توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 1:08 PM
اطلاعات وبلاگ
کل بازدید : 263273
تعداد کل پست ها : 3601
تعداد کل نظرات : 0
تاریخ آخرین بروز رسانی : جمعه 3 آذر 1396
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 11 خرداد 1396
نویسنده وبلاگ : مهدی گلشنی
پیوندهای مفید
قرآن آنلاین
- تفسیر آیات33-34 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 214 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 10-18 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 212 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 19-25 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 213 نهج البلاغه
- شرح و تفسير حکمت 209 نهج البلاغه
- تفسیرآیات285-286 سوره بقره
- شرح و تفسير حکمت 208 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 1-6 سوره آل عمران
جدید ترین مطالب
مترجم وبلاگ
ساعت
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 1:08 PM
پرسش :
تأثير قرآن كريم بر رياضيات، فيزيك، هندسه و ساير علوم چه بوده است؟
پاسخ :
از آن جا كه قرآن به عنوان معجزه جاودان به پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، داده شده، حاوي معجزات فراواني است كه به گوشه هايي اشاره ميكنيم:
1 - قرآن، دليل بر صدق ادعاي پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، در نبوت ميباشد، چرا كه ميفرمايد: "قل لئن اجتمعت الانس و الجن علي ان ياتوا بمثل هذا القرآن لا يأتون بمثله".(1) و يا "ان كنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا فأتوا بسورة من مثله".(2)
2 - اعجاز قرآن از جهت فصاحت و بلاغت، به عبارتي خالي بودن قرآن از حروف و كلمات سنگين و نامأنوس و بد آهنگ و ناموزون و تعبيرات ركيك و سبك و نفرتانگيز، به علاوه تناسب كلام با مقتضاي حال.
3 - اعجاز قرآن از نظر معارف الهي، كه در بر دارنده مسائل مربوط به ذات پاك خدا و اسماء و صفات او و معاد و عقايد مذهبي است كه يكي از محكهاي آزمايش اديان حق از باطل ميباشد.
4 - اعجاز قرآن از نظر علوم روز و اكتشافات علمي، چرا كه ميفرمايد: "و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شيئي".(3)
و در بر دارنده مسائلي از علوم طبيعي است كه مسلّم است و منطبق با قواعد علمي امروز ميباشد كه بطور خلاصه به آنها ميپردازيم:
1 - قرآن و جاذبه عمومي،
در آيه دوم سوره رعد به آن اشاره شده است. در اين آيه ميفرمايد: آسمان بدون ستوني است كه آن را مشاهده كنيد. در ذيل اين آيه در روايتي از امام رضا(علیه السلام) ميخوانيم: "در آن جا (آسمان) ستون هايي هست، ولي شما آن را نميبينيد".(1)
2 - قرآن و آفرينش جهان،
كه در آيه يازدهم سوره فصلت و آيه سي انبياء به آن اشاره شده است و حاوي نكات زير ميباشد:
الف) جهان در آغاز به صورت گاز و دود بود.
ب) جهان در آغاز به هم پيوسته بود، سپس كرات آسماني از هم جدا شدند.
ج) آغاز آفرينش موجودات زنده از آب است.
3 - حركت زمين،
كه در آيه هشتاد و هشت سوره نمل به آن اشاره شده است.
4 - حركت منظومه شمسي،
در آيات سي و هشتم و چهلم، سوره يس به آن اشاره شده است.
5 - گسترش جهان،
در آيه چهل و هفتم سوره ذاريات به آن اشاره شده است.
6 - زندگي در كرات ديگر،
كه در آيه بيست و نهم سوره شوري به آن اشاره شده است، در حالي كه ميدانيم حيات و زندگي، مخصوص كره زمين نيست.
7 - آفرينش كوهها،
كه در سوره نحل، آيه پانزدهم و در نبأ، آيات ششم و هفتم و در مرسلات آيه بيست و هفت و در لقمان، آيه دهم به آن اشاره شده است.
8 - زوجيت گياهان، كه در پنج آيه به آن اشاره شده است:
الف) آيه دهم لقمان،
ب) آيه هفتم شعرا،
ج) آيه هفتم ق،
د) آيه پنجم حج،
ه) آيه پنجاه و سوم طه،
9 - زوجيت عمومي،
كه در آيه چهل و نهم ذاريات و سي ششم يس به آن اشاره شده است.
10 - پرده برداري از تطورات جنين،
كه در آيه دوم سوره انسان و آيات بيستم تا بيست و سوم مرسلات و چهاردهم مؤمنون به آن اشاره شده است.
11 - سخن گفتن از أثرات مهم جو زمين،
در آيات سي و دوم انبياء و هفتاد و نهم نحل و يكصد و بيست و پنج انعام.
12 - علل نزول باران و تگرگ،
آيه چهل و سوم سوره نور.
13 - رابطه رعد و برق و باران،
در آيات بيست و چهاروم روم و دوازدهم رعد.
14 - قانون توازن،
در آيه نوزدهم سوره حجر.
15 - قانون تلقيح،
در آيه بيست و دوم سوره حجر.
16 - راه تشخيص هويت انسان،
در آيات سوم و چهارم قيامت.
17 - پرده برداري از عظت آفرينش آسمانها،
در آية پنجاه و هفت سوره مؤمن.
18 - قارههاي ناشناخته،
در آيه هفدهم الرحم و سي و هشت زخرف.
19 - كرويت زمين،
در آيات يكصد و سي و هفت اعراف و يكصد و سي و هفت صافات و چهلم معارج.(4)
قرآن اعجازهاي فراوان ديگري از نظر تاريخ و وضع قوانين و اخبار غيبي و عدم تضاد و اختلاف و غيره دارد كه ميتوانيد به كتابهاي علوم روز و اعجاز قرآن و تفسير پيام قرآن، آيت اللَّه مكارم شيرازي و تفسير بيان مرحوم آيت اللَّه خوئي و تفاسير ديگر امثال تفسير نمونه و تفسير الميزان مراجعه نموده و از درياي بيكران قرآن بهرهمند گرديد.
پي نوشتها:
1 - اسراء (17)، آيه 88.
2 - يونس (10)، آيه(38).
3 - نحل (16)، آيد 89.
4 - آيت اللَّه خويي، بيان در علوم و مسائل كلي قرآن، ج اول، ص 73 - 170، با تلخيص؛ آيت اللَّه مكارم شيرازي، پيام قرآن، ج هشتم، ص 75 - 327، با تلخيص.
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 1:07 PM
پرسش :
می دانيم حقايق علمی كه با پيشرفت فوق العاده علوم تجربی در عصر حاضر كشف شده، قرن هاپيش در قرآن بيان شده است. مواردي از آن كشفيات را نام ببرد؟
پاسخ :
اشاره قرآن به حقايق علمي زياد است كه ذكر همه براي ما ممكن نيست و به برخي اشاره مي كنيم :
1. نيروي جاذبه زمين؛ مراجعه شود به جلد 12تفسيرنمونه , ص 293
2. اشعه ايكس و كيفيت پخش آن؛ ج 25 ص 366
3. جهان در ابتدا تودهء واحدي بوده است؛ ج 5 ص 171
4. زوجيت در تمام موجودات جهان؛ ج 18 ص 377
5. چگونگي پيدايش موجود زنده از موجود بي جان؛ ج 8 ص 277
6. پيش بيني وضع هوا توسّط حشرات؛ ج 5 ص 422
7. پيدايش شهاب در جوّ زمين؛ ج 11 ص 50
8. قرآن و حركت زمين؛ ج 27 ص 44
9. پرندگان و نيروي بالا بر در فيزيك جديد(فرضيه اتر) ج 11 ص 340(1)
پی نوشت:
1. براي اطلاع بيشتر به قسمت هاي پاياني فهرست موضوعي تفسير نمونه مراجعه شود.
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 1:07 PM
پرسش :
با توجه به آيه شريفه «لا رطب و لا يابس الا في كتاب مبين»؛ آيا تمام علوم بشري مانند رياضی، فيزيك، طب و ... در قرآن موجود است؟
پاسخ :
رطب و يابس در كتاب مبين
خداي سبحان، قرآن كريم را «كتاب مبين» معرفي ميكند: «قد جائكم من الله نور و كتاب مبين» مائده (5)، آيه 15. چنانكه در آيات گوناگون، آنچه را كه انبيا(ع) آوردهاند به عنوان كتاب منير و مبين وصف فرموده است: «جاءوا بالبينات و الزبر و الكتاب المنير» آلعمران (3)، آيه 184..
در سوره مباركه «انعام» ميفرمايد: «لا رطب و لا يابس الا في كتاب مبين» انعام (6)، آيه 59. يعني، هيچ تر و خشكي نيست مگر آنكه در كتاب مبين و قرآن كريم آمده است. مقصود از «رطب و يابس» به قرينه قبل و بعد آيه، علم همه اشيا است؛ چنانكه در آيه ديگري از همين سوره ميفرمايد: «ما فرطنا في الكتاب من شيء» همان، آيه 38. يعني، هيچ چيزي در كتاب الهي فروگذار نشده است و همه اموري كه در سعادت بشر مدخليت دارد، بيان شده است.
در اين رابطه لازم است مورد بررسي قرار گيرد:
1. آيا تمام حقايق جهان و كيفيت رهيابي به همه علوم و معارف تجربي، رياضي، كلامي، فلسفي، عرفاني و مانند آن، در قرآن مبسوطاً بيان شده است؟
پاسخ آن منفي است مگر به لحاظ باطن قرآن و مرحله والاي آنكه «امالكتاب» باشد؛ زيرا همه حقايق در آنجا مطوي است و انسان كامل به آن راه دارد.
2. آيا تمام آنچه كه در هدايت و عبرت و موعظت جوامع انساني سهم است، در قرآن كريم آمده است؟
باز پاسخ آن منفي است؛ زيرا خداي سبحان در سوره مباركه «نساء» ميفرمايد: «و رسلا قد قصصناهم عليك من قبل و رسلا لم نقصصهم عليك» نساء (4)، آيه 164. يعني، انبياي فراواني براي هدايت مردم آمدند و ما شرح حال برخي از آنان را براي تو گفتيم و بسياري از انبيا و مرسلين هستند كه ماجراي آنها را بازگو نكرديم. و قصص آن انبيا و امتهاي آنان و كيفيت برخوردشان با يكديگر، جزء مسائل آموزنده دنياي كنوني است كه همه مردم با يكديگر محشورند؛ ولي ماجراي آنها در ظاهر قرآن نيامده است. بنابراين، به فرموده خود قرآن، بعضي از امور واقع شده در قلمرو دين، در ظاهر قرآن كريم نقل شده است؛ پس چطور ميتوانيم بگوييم علم همه اشيا در قرآن وجود دارد؟
البته بحث كنوني راجع به مرحله نازله قرآن كريمي است كه به صورت قرآن عربي فرود آمده و جوامع بشري در خدمت آن است؛ ولي اگر بگوييم مقصود از «كتاب مبين»، حقيقت «امالكتاب» قرآن است، يا مقصود از آن، تأويل قرآن در نزد اهل بيت(ع) است؛ اين مطلب كه علم هر چيزي و لو آنكه مربوط به سعادت بشر نباشد، در كتاب مبين است، سخن درستي است. اما چنين مطلبي از بحث كنوني خارج است؛ زيرا سخن در اين است كه در مرحله نازل قرآن - كه عربي مبين است - آيا علم به همه چيز وجود دارد به نحوي كه بتوانيم با اجتهاد عادي و تفسير بشري آن را به دست آوريم؟ چنين چيزي به شهادت خود قرآن درباره داستانهاي انبيا وجود ندارد.
سر اينكه خداوند داستانهاي برخي از انبيا را در قرآن مطرح نفرموده، شايد اين باشد كه مردم آن روز، دسترسي به مناطق ماوراي چين يا ماوراي اقيانوس هند و اطلس نداشتند و به همين دليل از انبياي خاورميانه سخن به ميان آمده تا زمينه تحقيق و مطالعه در آثار امم پيامبران و عاقبت آنان وجود داشته باشد كهفرمايد: «فسيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذبين» «در زمين سير كنيد و ببينيد كه عاقبت تكذيب كنندگان چگونه شد و تفكر كنيد». اگر قرآن كريم ماجرايي را براي هدايت بشر بازگو كند و نتواند آن را با تجربه اثبات كند و مردم به آن دسترسي نداشته باشند، چنين مطلبي سودي ندارد؛ مگر آنكه بعد از اثبات اعجاز قرآن و علم غيب الهي، فقط از باب اخبار غيب، برخي از وقايع بدون امكان اثبات تجربي آن نقل شود.
از اين رو، قرآن كريم، علم همه اشياي تكويني را در خود ندارد و علم همه مطالبي هم كه در سعادت بشر تأثير دارد و آشنا شدن به آنها سهمي در سعادت مردم و پرهيز از شقاوت دارد، در آن نيست؛ ليكن علم به هر دو قسم ياد شده نزد معصومين(ع) وجود دارد كه مقداري از آنها را در احاديث بيان فرمودهاند.
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 1:06 PM
پرسش :
وقتی كتاب يا روزنامه و مجله ای را می خوانيم، می بينيم همه مطالب با تيتر موضوع، هماهنگی و سنخيت دارد، اما در قرآن وقتی از موضوعی صحبت می كند، يك دفعه موضوع عوض می شود! چرا؟
پاسخ :
قرآن در بيان حقايق علمي ومعرفتي، روش خاص و متفاوت با كتاب هاي علمي و تاريخي دارد، مثلاً مباحث مربوط به معارف و احكام را با موعظه و حكمت به هم آميخته و مسائل نظري را با عملي پيوند زده است،تا همزمان از مطالع؛ يك موضوع استفاده هاي گوناگون بشود. به ديگر سخن: دانش هاي رايج علمي و فلسفي دربار؛ پديده هاي معيّن جهان مانند ستارگان و كوه ها و ... بحث مي كنند كه چه هستند و چه اثري دارند اما ديگر كاري ندارند كه مبدأ فاعلي آن ها چيست و هدف نهايي از خلقت آن ها كدام است. ولي قرآن ضمن بيان حقايق جهان،به ابعاد هدايتي آن ها نيز مي پردازد. از اين رو در بيان وقايع تاريخي، صحنه هاي درس آموز را انتخاب و نقل مي كند و بخش هايي از آن را بيان مي كند كه با هدف اصلي كه هدايت مردم است، مرتبط باشد و مطالب مربوط به يك موضوع را به تناسب معناي مورد نظر در چند جا ذكر مي كند كه در هر مورد با زباني خاص ادا مي شود تا ويژگي موعظه و پند آموزي داشته باشد. در واقع اين يكي از رموز اعجاز قرآن است كه اين كتاب را متمايز از ساير كتاب ها قرار داده است. جهت توضيح بيشتر مي توانيد به كتاب هايي كه دربار؛ معجزه بود ن قرآن نوشته شده است، مراجعه كنيد. نيز مطالعه مقدم؛ تفسير "تسنيم" حضرت آيت الله جوادي آملي مفيد است.
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 1:06 PM
پرسش :
لطفاً در مورد نكات ادبی و سبك گفتاری قرآن توضيح دهيد.
پاسخ :
يكي از جنبههاي اعجاز قرآن، اعجاز ادبي و گفتاري آن است كه برجستهترين اديبان عرب را سخت شگفت زده كرده است. سرسختترين دشمنان پيامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) با شنيدن چند آية آن به فرابشري بودن قرآن اعتراف ميكردند. نقل شده ابنأبيالعوجأ و أبوشاكر ديصاني و عبدالملك بصري و ابنمقفع كه همگي از ملحدان بودند، تصميم به آوردن آياتي مانند آيات قرآن گرفتند، تا به اين وسيله با قرآن معارضه كنند و يك سال فرصت براي اين كار قرار دادند. سال آينده در همان روز، كنار خانة كعبه اجتماع كردند، ابنأبيالعوجأ لب به سخن گشود و گفت: از آن روز كه من از شما جدا شدم، در اين آيه فكر ميكردم: "فلمّا استيئسوُا منه خلصوا نجيّاً..." (يوسف، 80)، ديدم آن قدر فصيح و پر معني است كه نميتوانم چيزي به آن بيافزايم. و پيوسته اين آيه فكر مرا از غير آن به خود مشغول داشت. عبدالملك گفت: من نيز از آن وقت كه جدا شدم، در اين آيه ميانديشم: "يأيّها الناس ضرب مثل فاستمعوا له ان الذين تدعون من دون الله لن يخلقوا ذباباً..." (حج، 73)، من خود را عاجز ديدم كه همانند آن را بياورم. ابوشاكر گفت: از آن زمان كه از شما جدا شدم در اين آيه ميانديشيدم: "لو كان فيهما ءالهة إلاّ الله لفسدنا" (انبيأ، 22) و خود را قادر نديدم كه همانند آن را بياورم. ابنمقفع افزود: اي قوم اين قرآن از جنس كلام بشر نيست، چرا كه از آن لحظه كه از شما جدا شدم، در اين آيه ميانديشيدم: "و قيل يَأرض ابلعي مأك و يَسمأ أقلعي و غيض المأ و قضي الأمر..." (هود، 44)، من خود را از آوردن همانند آن عاجز ديدم. هشامبنحكم ميگويد: در اين موقع امام صادقاز كنار آنها گذشت و اين آيه را تلاوت فرمود: "قل لئن اجتمعت الإنس و الجن علي أن يأتوا بمثل هذا القرءان لايأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيراً" بگو: اگر انس و جن متفق شوند كه مانند اين قرآن بياورند، هرگز نتوانند؛ هر چند همه پشتيبان يكديگر باشند.( پيام قرآن، جمعي از نويسندگان، ج 8، ص 90، انتشارات نسل جوان. )
پرسشگر محترم، براي ورود به عرصة ادبيات قرآني و پي بردن به اعجازهاي ادبي آن، آشنايي با ادبيات عرب و طي كردن مقدمات آن لازم است. شما ميتوانيد با آموختن علوم صرف، نحو، بلاغت، فصاحت، معاني، بيان و... به تحقيق و پژوهش دربارة نكات ادبي قرآن كريم بپردازيد و قدم به قدم پيشرفت كنيد.
در اينباره مطالعه كتابهاي زير توصيه ميشود:
1. صرف ساده و كتابهايي كه دربارة قواعد صرفي زبان عربي نوشته شده است؛
2. عربي آسان، در سه مجلد؛
3. ترجمه و شرح كتاب سيوطي، جلال الدين سيوطي؛
4. الكشاف، زمخشري؛
5. تفسير مجمع البيان، مرحوم طبرسي؛
و...
بعد از آن كه با قواعد و چهارچوب بحث ادبيات عرب آشنا شديد، ميتوانيد با مطالعات عميقتري به پژوهش خود بسط بيشتري دهيد.
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 1:06 PM
پرسش :
چرا كتاب آسمانی ما به زبان عربی است و ما نمیتوانيم به فارسی با خدای خود راز و نياز كنيم؟ نماز را بايد حتماً به عربی بخوانيم تمام ادعيه به زبان عربی است. در صورتی كه يكی از بزرگترين منافع خواندن قرآن درك صحيح آيات است و اين برای همه مقدور نيست مگر برای كساني كه زبان عربی بدانند.
پاسخ :
نزول قرآن به زبان عربي با توجه به عرب زبان بودن خود پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و مخاطبان اوّل قرآن، امري طبيعي به نظر ميرسد، و چه بسا، اگر خداوند قرآن را به زبان ديگري نازل ميكرد، سؤال ميشد: با اينكه مخاطبان نخستين آن، عرب زبان هستند، چرا به زبان عربي نازل نشد؟! چنانكه قرآن كريم ميفرمايد: اگر اين قرآن را به زبان عجمي (غير عربي) ميفرستاديم، ميگفتند: چرا آياتش روشن و آشكار نيست؟ آيا كتاب عجمي بر پيامبري كه خودش عرب است نازل ميشود؟! (فصّلت، 44)
بنابراين، روال طبيعي اقتضا ميكرد كه قرآن به زبان عربي نازل شود.(معارف قرآن، محمدتقي مصباح يزدي، قرآنشناسي، ج 1، ص 98، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امامخميني(ره).)
با استفاده از برخي آيات، ميتوان جهات ديگري را بر ضرورت عربي بودن قرآن پيدا كرد؛ از جمله:
1. زبان قرآن، عامل مؤثري در پذيرش قرآن از طرف اعراب نخستين بود. "و لو نزّلنَه عليَ بعض الأعجمين # فقرأه عليهم ما كانوا به مؤمنين؛ (شعرأ، 198 و 199) اگر قرآن را به برخي از غير عربها نازل ميكرديم، عربها به آن ايمان نميآوردند." و بديهي است وقتي دين اسلام ميتوانست موفق شود و در تمام جهان گسترش يابد كه نخست در منطقه بعثت پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) كه عرب زبان بودند ـ مورد پذيرش واقع شود و به آن ايمان بياورند؛ سپس به وسيله اين مؤمنان، در تمام جهان منتشر شود.
2. سخن گفتن براي قومي با زبان خودشان تأثير بيشتري دارد. "هيچ رسولي را نفرستاديم مگر به زبان قوم خودش تا اينكه خوب و روشن پيام را به آنها برساند." (ابراهيم، 4)
3. قرآن، معجزه جاودانه رسولاللّه(صلی الله علیه و آله و سلم) پيوسته تحدّي و همانندطلبي كرده است؛ اما عربها با آن همه پيشرفتي كه در فصاحت و بلاغت داشتند، نتوانستند سورهاي مانند يكي از سورههاي قرآن بياورند؛ پس قرآن از اين لحاظ معجزه است كه در ميان عربهاي فصيح و بليغ ـ كه بحثهاي ادبي و شعر و شاعري، در ميان آنان رونق فراوان داشت ـ نازل شده و آنان نتوانستند مانند آن را بياورند، و اين، جز با عربي بودن قرآن حاصل نميشد؛ پس يكي از علتهاي انتخاب اين نوع اعجاز براي رسول خدا، رونق بازار فصاحت و بلاغت در محيط بعثت بود و معنا نداشت كه با زبان ديگري نازل شود.(جهت اطلاع بيشتر ر.ك: علوم قرآن، سيد محمدباقر حكيم، ص 31 ـ 36، نشر الهادي / علوم القرآن عندالمفسّرين، مركز فرهنگ و معارف قرآن، ج اول، مبحث عربيه القرآن و آثارها، ص 87 ـ 100، نشر مكتب الاعلام الاسلامي.)
4. زبان عربي يكي از كاملترين زبانها از نظر قالب و ادبيات و دستور زبان است و قابليت حمل معارف بلند و عميق قرآن كريم را دارد و ميتواند معارف مهم و ارزنده قرآن و هدايت الهي را تا پايان جهان و آخرالزمان متحمل شود و معجزه جاودان پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) بماند.
ويژگي كه در زبانهاي ديگر يافت نميشود، به همين جهت توصيف قرآن به عربي در برخي آيات كه ميفرمايد: "إِنَّـآ أَنزَلْنَـَهُ قُرْءَ َنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛(يوسف،2) ما آن را قرآني عربي نازل كرديم تا شما درك كنيد."
5. اسلام دين جهان شمول و خاتم است. فرهنگ اسلامي جهان شمول است. خداوند خواسته دين اسلام و فرهنگ اسلامي جهاني باشد. يكي از ابعاد فرهنگ، زبان است. لذا خداوند قرآن را به زبان عربي نازل كرده است. تا زبان عربي جهاني شود، و اين به جهت ويژگيهاي خاص زبان عربي و برتري آن بر زبانهاي ديگراست. اين همان چيزي است كه امروز مطرح است؛ يعني در پي جهاني كردن زبان، فرهنگ و... هستند. اسلام از چهارده قرن پيش اين موضوع را مطرح كرده است. و اين را ميتوان يكي از معجزات اسلام و قرآن كريم دانست.
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 1:06 PM
پرسش :
چرا در قرآن بعضی از مسايل بارها تكرار شده و به بعضي از مسايل مهم اعتقادی اشاره نشده است ؟
پاسخ :
زبان قرآن زباني خاص و ويژه است ؛ حتي احكام قرآن گاه در ضمن حوادث مربوط به اقوام و يا پيامبران پيشين مطرح مي گردد .البته نبايد به داستان هاي قرآن به صورت تاريخي - كه زمان مصرف آن گذشته است - نگريست ؛ بلكه در لابه لاي همان داستان ها، حقايق مورد نياز، نهفته است . تكرارهاي قرآن نيز دليل اهميت موضوع و لزوم تفكر مضاعف در آن است . درباره جانشيني پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) نيز در ضمن آيات مربوط به پيامبران ديگر، سخن بسيار فرموده است . اگر آياتي را كه در قرآن ناظر به مساله ولايت و يا مربوط به مهدويت وسرنوشت تاريخ است ، بررسي كنيد خواهيد ديد كه به نحوي لطيف و دقيق همه آنچه مورد نياز است ، بررسي شده است . البته اين كار نيازمند مطالعه ودقت است ؛ چرا كه قرآن يك كتاب عادي و معمولي نيست . براي اين منظوركتاب هاي زير مراجعه كنيد :
1- معجم امام المهدي علي كوراني 2- منتخب الاثرلطف الله صافي 3- سيماي امام علي در قرآن 4- بررسي مسايل كلي امامت ابراهيم اميني 55- رهبري امام علي(علیه السلام) در قرآن( ترجمه المراجعات )
در حقيقت ، قرآن مجيد به لحاظ جاودانه بودنش ، زبان خاصي را براي همه زمان ها برگزيده و هر آنچه كه مورد نياز است ، به نحوي شگفت انگيز بيان كرده است . البته اگر ما به دليل انس كمتر با قرآن از آن بي اطلاعيم ، دليل وجود نداشتن مطالب در قرآن نيست.
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 1:05 PM
پرسش :
اقوال كفار و مشركان كه در قرآن آمده، عين گفتههای آنان است يا خداوند آنها را به نظم و اعجاز در آورده است؟
پاسخ :
در ابتدا شايان ذكر است كه اولاً، تمام قرآن، حتي الفاظ عبارات و ساختار آن، از آنِ خداوند است، و قرآن در دو جهت لفظ و معنا، ساختار وحياني دارد و صرفاً كلام خدا است؛ زيرا قرآن، با صراحت به عنوان "كلام الله" ياد شده است؛(فتح، 15)
علاوه بر آن اين كه خداوند ميفرمايد: قرآن را به زبان عربي فرو فرستاديم، به طور كامل صراحت دارد كه ساختار لفظي آن نيز، با دست وحي انجام گرفته است.(علوم قرآني، آيت الله معرفت، ص 58 ـ 59، مؤسسة التمهيد.)
ثانياً، زبان قرآن، همان زبان عرف عام است كه مورد خطاب قرار گرفتهاند. البته نبايد فراموش كرد كه زبان قرآن با اعجاز و فصاحت و بلاغت بينظيري همراه است.(همان، ص 48.) و در هر زباني نقل قول (مستقيم و غيرمستقيم) معمول است. يعني نويسنده يا گوينده سخن ديگران را در نوشتار يا گفتار خود نقل ميكند، در قرآن نيز چنين است.
بعد از ذكر اين دو نكته ميگوييم: برخي از آياتي كه از زبان انسانها؛ مانند پيامبر، يا ديگران نازل شده است؛ مانند آية "أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا" (انعام،114) در واقع، همان وحي الهي است كه به خاطر تأكيد و تحكيم مطلب از زبان مخاطب، براي مردم بازگو ميشود. در زبان عرف هم شايع است كه گاهي مطلب خود را، از زبان مخاطب به ديگران بازگو ميكنند.
در برخي از آيات هم مانند: "وَ مَا مِنَّـآ إِلآ لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ..." (صافات، 164 ـ 166) كه از زبان فرشتگان است.
باز اين مطالب غيبي، زبان وحي است؛ ولي همان گونه كه در نوشتن و گفتن داستانها مرسوم است. گاهي ناقل داستان به خاطر جذابيت بيشتر و... مطالب خود را از زبان قهرمان داستان نقل ميكند. در اين آيات نيز، ويژگيهاي فرشتگان از زبان خودشان نقل شده است.
بنابراين، خداوند، سخنان مشركان و كافران را در عبارتهاي اعجازآميز نقل ميكند.
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : یک شنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 1:05 PM
پرسش :
آيا در زمان پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) كاتبان و حافظان زن بودهاند؟
پاسخ :
اين پرسش را در دو قسمت «كاتبان وحي» و «حافظان قرآن» بررسي ميكنيم:
الف. كاتبان وحي:
نويسندگان مباحث «علوم قرآن»، در تعداد «كاتبان وحي» اختلاف دارند. در بعضي كتابها نام عدهاي در شمار كاتبان وحي آمده، كه ديگران آنان را به شمار نياوردهاند، و در برخي از كتابها نيز نام عدهاي ديگر را ذكر كردهاند كه در كتابهاي دستهي اول ذكر نشده است. گروه سومي نيز اسامي عدهاي را به طور اجمال بيان نموده و گفتهاند: آنان براي پيامبر اكرم(ص) نويسندگي ميكردند بدون اينكه يادآور شوند كه آنها كاتب وحي بودهاند يا فقط عهدنامهها و صلحنامهها و يا نامههاي عادي را مينوشتهاند. و شايد همين اجمال، باعث اختلاف در عدد آنان شده كه برخي به مجرد اين كه در كتابي ديدهاند كه عدهاي براي پيغمبر اكرم(ص) نويسندگي ميكردهاند خيال كردهاند همگي كاتبان وحي بودهاند و در مقابل بعضي ديگر چون اين موضوع برايشان «مجمل» بوده نام آنان را جزء كاتبان وحي نياوردهاند.
البته مخفي نماند كه اين توجيه در صورتي جاي دارد كه نگوئيم تعصب مذهبي برخي، باعث شده كه افرادي را از زمرهي كاتبان وحي خارج و افراد ديگري را كه كاتب نبودهاند در شمار آنان آورده باشند.1
طبق مطالعات محققان اسلامي و گروهي از خاورشناسان، شمار اين نويسندگان ( كاتبان وحي) به «چهل و سه» يا «چهل و پنج» نفر ميرسد كه در زمان پيامبر اسلام(ص) به كتابت وحي اشتغال داشتهاند.2 صاحب كتاب «تاريخ قرآن» كاتبان وحي را به دو دسته تقسيم مينمايد:
دستهي اول: نويسندگان دوران مكه؛
دستهي دوم: نويسندگان دوران مدينه.3
نام تعدادي از اين «كاتبان وحي» عبارتند از:
حضرت علي(ع).
ابي بكر.
عمر.
عثمان.
زُبير بن عوّام.
شُرَحبيل بن حسنه.
عبدالله بن سعد بن ابي السَّرح قرشي.
خالد بن سعيد بن عاص بن اميه.
طلحه بن عبيدالله.
سعد بن ابي وقاص.
عامر بن فُهيره.
علاء بن حضرمي.
مُعَيقب بن ابي فاطمه سدوسي.
ارقم بن ابي الارقم.
زيد بن ثابت.
ابي بن كعب.
ابوسفيان.
معاويه بن ابيسفيان.
يزيد بن ابي سفيان.
سعيد بن عاص بن اميه.
ابا بن سعيد.
حنظلة بن ربيع اسدي.
عبدالله بن ارقم ازهري.
عبدالله بن رواحه.
ثابت بن قيس.
خالد بن وليد.
عمرو بن عاص.
مغيره بن شعبه.
حذيفة بن يمان.
حويطب بن عبدالعزيز عامري.
فاطمه سدوسي.
علاء بن عقبه.
جُهَيم بن صلت.
حصين بن نمير (حسن بن نمير)
حاطب بن عمرو.
ابوسلمة بن عبدالاشهل.
مصعب بن عمير.
عبدالله بن جحش.
عبدالله بن يزيد.
محمد بن سلمه انصاري.
مُعاذ بن جبل.
ابو ايوب انصاري.
عقبة بن عامر.
حنظلة بن ابي عامر.
جهم بن قيس. 4
در كتاب «تاريخ قرآن» بعد از اينكه اسامي 455 نفر از كاتبان وحي را آورده است اين طور مينويسد: بدين ترتيب نام چهل و پنج تن از صحابه را داريم كه گفتهاند در كتابت وحي شركت داشتهاند اما اين مطلب به بررسي بيشتر و دقيقتري نياز دارد زيرا از برخي از آنها هيچ مطلبي كه دلالت بر كاتب بودن است در دست نيست و از طرفي نام كساني نيز وجود دارد كه ميدانيم نوشتن ميدانستند و حتي قرائتشان به ما رسيده و يا مصحفي از آنها باز گفتهاند مانند:
انس بن مالك، منذر بن عمرو، اُسَيد بن حُضَير، رافع بن مالك، ابو عبيدة بن جراح، سعد بن عبيد و ابوالدرداء.5
در كتاب «پژوهشي پيرامون آخرين كتاب الهي» اينطور آمده است: كاتبان وحي را تا چهل نفر نام بردهاند كه بنا بر دلايل زياد غالب آنان از قبيل ابوسفيان و معاويه و... در تاريخ اين عنوان را به حق نگرفتهاند. و از طرفي گاه نويسندگان كه در خدمت رسول اكرم بودند را نيز «كاتب وحي» دانستهاند مثلاً ثابت بن قيس و اُبَّي و شُرَ حبيل حسنه و عبدالله ارقم نامهي پادشاهان را مينوشتند؛ و علاء بن عقبه قبالهها را؛ و زُبير و جهيم بن صلت صدقات و زكات را مينوشت؛ و حذيفه صدقات خرما را ثبت ميكرد؛ در حالي كه اينها همه جزء «كاتبان وحي» قلمداد شدهاند.6
بررسي و نتيجهگيري:
با بررسي مطالب فوق كه با مطالعهي تعدادي از كتابهاي «تاريخ قرآن» در مورد كاتبان وحي بدست آمده است ميتوان به اين نتايج رسيد:
1. در تعداد و اسامي كاتبان وحي اختلاف است كه دلايل آن ذكر شد.
22. همهي افرادي كه به عنوان «كاتب وحي» از آنها نام برده شده، «كاتب وحي» نبودهاند، بلكه برخي از آنها نامهها را مينوشتهاند و بعضي نوشتن محاسبات و صدقات را به عهده داشتند و در واقع «نويسنده» بودند نه «كاتب وحي».
3. در برخي كتابها در ميان نويسندگان و كاتبان، از يك زن به نام «فاطمه سدوسيٍ» نام برده شده است.7
ب. حافظان قرآن:
يكي از نويسندگان «علوم قرآن» چنين مينگارد:
«تعداد حافظان بسيار بوده است و بنابر يك بررسي، لااقل صد و چهل نفر در زمان رسول اكرم(ص) حافظ بودهاند ولي آنانكه پيش از همه مورد تأييد هستند عبارتند از: علي بن ابيطالب(ع)، عثمان، اُبَي بن كعب، ابوالدرداء، زيد بن ثابت، عبدالله بن مسعود، ابوموسي اشعري»8
در اينجا نام تعدادي از حافظان را كه در كتابهاي علوم قرآن آمده است را در دو قسمت ميآوريم:9
اول: حافظان از مهاجرين
حضرت علي(ع).
ابوبكر.
عمر.
عثمان.
طلحه.
سعد بن عبيد.
حذيفة بن يمان.
سالم بن معقل.
ابوهريرة.
عبدالله بن سائب.
عبدالله بن عباس.
عبدالله بن عمرو بن عاص.
عبدالله بن عمر.
عبدالله بن زبير.
عايشه.
حفصه.
ام سلمة.
ابوموسي اشعري.
معاويه.
تميم بن اوس الداري.
عقبة بن عامر.
دوم: حافظان از انصار
اُبي بن كعب.
معاذ بن جبل.
عبادة بن صامت.
مجمع بن جاريه.
فضالة بن عبيدة.
مسلمة بن مخلد.
ابو حليمه معاذ.
زيد بن ثابت.
سعد بن عبيد.
انس بن مالك.
ابو زيد قيس بن السكن.
ابو ايّوب.
ابو الدرداء. 10
سيوطي تحت عنوان «الفائدة»، ضمن بحث از قاريان و حافظان معاصر پيامبر اسلام(ص) مينويسد:
در ميان زنان صحابي، به نام زني دست يافتم كه قرآن را در زمان پيغمبر(ص) حفظ كرده بود در حالي كه در آثار نويسندگان علوم قرآني نام اين زن ديده نميشود. نام اين زن «امّ ورقه دخت عبدالله بن حارث» است.11
علاوه بر اين ما ميبينيم كه نام حضرت فاطمه زهرا(س) از شمار حافظان قرآن در مصادر اهل سنت افتاده است، زيرا مسلماً حضرت فاطمه زهرا(س) از حافظان قرآن بوده است كه در منابع، مورد تاييد ميباشد.12
چنانچه گذشت نام پنج زن در اين فهرستها آمده است كه عبارتند از:
1. حضرت فاطمه زهرا(س).
2. حفصه از زنان پيامبر.
3. عايشه از زنان پيامبر.
4. ام سلمة از زنان پيامبر.
5. ام ورقة دخت عبدالله بن حارث.
اما اين فهرست نامها داراي چند ابهام است. يكي آنكه معلوم نيست بين «قاري قرآن» و «حافظ قسمتي از قرآن» و «حافظ همهي قرآن» و «حامل قرآن» كه دانندهي تفسير و معاني قرآن است فرق نهاده باشند. مثلاً معاويه پس از فتح مكه اسلام آورد، گاه او را از كاتبان وحي ميدانند و در اينجا «حافظ قرآن» و «حامل قرآن»، هر دو بيمورد است زيرا او كاتب دفاتر مالي بود.13 و در مدت كوتاه بين فتح مكه تا رحلت رسول اكرم(ص) چگونه حفظ تمام قرآن و يا فراگيري تفسير آن ممكن است؟
پی نوشتها:
1 . ر.ك: تاريخ و علوم قرآن، سيد ابوالفضل ميرمحمدي زرندي، ص 5 ـ 24.
2 . پژوهشي در تاريخ قرآن، دكتر سيد محمدباقر حجتي، ص 202.
3 . ر.ك: تاريخ قرآن، دكتر محمود راميار، ص 4 ـ 263.
4 . براي آگاهي از اسامي كاتبان وحي ر.ك: پژوهشي در تاريخ قرآن، دكتر سيد محمدباقر حجتي، ص 202 و تاريخ قرآن، دكتر محمود راميار، ص 263 و تاريخ القرآن، ابي عبدالله الزنجاني، ص 20 و تاريخ توثيق نص القرآن الكريم، خالد عبدالرحمن العك، ص 29 و 30.
5 . ر.ك: تاريخ قرآن، دكتر محمود راميار، ص 4 ـ 263.
6 . پژوهشي پيرامون آخرين كتاب الهي، علوم قرآن، دكتر رجبعلي مظلومي، ج 1، ص 40.
7 . پژوهشي در تاريخ قرآن، دكتر سيد محمدباقر حجتي، ص 202.
8 . پژوهشي پيرامون آخرين كتاب الهي ـ علوم قرآن ـ دكتر رجبعلي مظلومي، (سه جلد در يك مجلد) ج 1، ص 7 ـ 36.
9 . البته اسامي كه در كتابها آمده از نظر تعداد و خود اسامي با هم متفاوت ميباشد.
10 . ر.ك: پژوهشي در تاريخ قرآن، دكتر سيد محمدباقر حجتي، ص 239. و تاريخ قرآن، دكتر محمود راميار، ص 254 و تاريخ توثيق نص القرآن الكريم، خالد عبدالرحمن العك، ص 2 ـ 31 و تاريخ القرآن و التفسير دكتر عبدالله محمود شحاته، ص 32.
11 . ر.ك: تاريخ قرآن، دكتر محمود راميار، ص 255، به نقل از الاتقان سيوطي و پژوهشي در تاريخ قرآن، دكتر سيد محمدباقر حجتي، ص 244 و 243.
12 . پژوهشي در تاريخ قرآن، همان، ص 244.
13 . پژوهش پيرامون آخرين كتاب الهي، ج 1، ص 4 ـ 63.
quran.al-shia.org
پندهای امام علی (ع)
صفحات سایت
30313233343536373839>
کپی رایت وب
تمام حقوق این وب اعم از مطالب و عکس و فیلم ها متعلق به این وب می باشد و کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع بلامانع است .
همسایه های ما
چاپ محتویات صفحه


